ناصر الدين شاه قاجار

86

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

و هرجا هم كه مشرف بمعبر ما بود از دور و نزديك چادر و آفتاب‌گردان زده باز همينطور مرد و زن اجتماع كرده بودند كه اكثر نجباى شهر بودند و همه بصداهاى بلند دعا و اظهار شادى ميكردند متجاوز از چهلهزار نفر جمعيّت به نظر آمدند گرد و خاك غريبى بود طرف دست چپ ما شهر بود و طرف دست راست باغات و همه‌جا از طرفين پشت در پشت مردم ايستاده بودند از يك كوچه عبور كرديم كه فوج طهران كه ساخلوى بروجرد هستند در آنكوچه ايستاده بودند قدرى هم از فوج سيلاخورى بودند امير خان سردار چند ( آرك دوتريوم ) يعنى طاق نصرت در سر راه ما ساخته بود رفتيم به طرف مغرب شهر كه باغ مرحوم محمّد تقى ميرزاى حسام السّلطنه پسر خاقان مغفور فتحعلى شاه در آنجا است و آنجا را براى منزل ما معيّن كرده‌اند باغ بزرگى است بعضى چنارهاى عظيم دارد امير خان سردار تازه ديوارى دور آن كشيده و تعمير كرده است وسط باغ براى ما چادرى زده بودند رفتيم بچادر قدرى استراحت كرده از خستگى راه درآمديم بعد رفتيم به چند اطاقى كه امير خان سردار در طرف شمال اين باغ ساخته است ميوه‌جات و حلويّات زياد گذاشته بودند قدرى در اطاقها گشته آمديم بيرون بعد رفتيم عمارات و منازل حرمخانه را كه عمارتهاى متعدّد و جدا از يكديگر است تماشا كرديم عمارات اندرونى اينجا خيلى شبيه است باندرونى قصر ياقوت كه ميرزا محمّد خان پيشخدمت در سرخه حصار طهران